السيد موسى الشبيري الزنجاني

7546

كتاب النكاح ( فارسى )

مىگويد در چهار ورقه ، اسماء اين چهار زن نوشته شود و بعد قرعه بزنند . اشكال اينطور متوجه بود كه اين چهار تا ، بيست و چهار صورت است ، چون اساساً قرعه براى اين است كه در محتملات متعدد ، با قرعه يكى متعين شود ، دو احتمال اگر باشد دو ورقه مىنويسند و يك قرعه مىزنند ، به اندازه محتملات بايد ورقه تهيه شود ، چطور اينجا كه بيست و چهار احتمال در كار هست ، با چهار ورقه تعيين شود ؟ ايشان مجمل نوشته است و عبارت ناقص است و مطلبى از جواهر در نمىآيد ، ولى مراد اين است كه درست است كه بيست و چهار احتمال هست ولى بايد يك قرعه‌اى زده شود تا يكى معلوم شود . مثلا اگر از كسى چهار نماز قضا شده است و نمىدانيم كدام مقدم و كدام مؤخر است ، بيست و چهار احتمال است ، اگر بخواهد ترتيب حاصل شود بايد نمازهاى زيادى بخواند تا اين ترتيب حاصل شود ، با چهار نماز ترتيب بين چهار نماز حاصل نمىشود ، پس ترتيب بين اين چهار زن هم بيست و چهار شكل نوشته مىشود . ولى بعد من متوجه يك نكته‌اى شدم و آن اين است كه اگر اينها اينطورى نوشته شود كه نام يك زن را در يكى اول بنويسيم ، در يكى دوم و يكى سوم و يكى هم چهارم ، فرض كنيد فاطمه را نمىدانيم كه مرتبه‌اش مرتبه اول است يا مرتبه دوم است يا مرتبه سوم است يا مرتبه چهارم است ، اين احتمال را هم در زهرا مىدهيم ، همين را هم در بتول مىدهيم ، همين احتمال را در طاهره هم مىدهيم ، مرتبه آنها كدام مرتبه است ؟ اگر اينطور بنويسيم كه فاطمه در ورقه‌اى اول باشد ، و در ورقه‌اى دوم ، و در ورقه‌اى سوم و در ورقه‌اى چهارم باشد ، و زهرا هم در يك ورقه اول ، در يكى دوم ، در يكى سوم و در يكى هم چهارم باشد ، طاهره و بتول هم همينطور ، اگر چنين نوشته‌اى بود كه چهار ورقه بيشتر نيست ، چون حقى كه مثلا فاطمه دارد ، اين است كه تعيين كنيم كه مرتبه‌اش اول است يا دوم است يا سوم است يا چهارم است ، بيشتر از اين نيست ، اما اينكه اگر مرتبه اول شد ، مرتبه دومش چه كسى